حرفهایم با تو جوری دیگر است
چشمهایم با تو نوری دیگر است
در میان خط به خط نامه ات
شورهایم با تو شوری دیگر است
با تو در باران قراری داشتم
دیدنت ای ماه سوری دیگر است
با دو دستت هر دستم را بگیر
در میان راه کوری دیگر است
دوستت دارم غزل بر من ببار
حرفهایم با تو جوری دیگر است

می خواهم کلبه ای سازم با احساس نگاهی
که وقتی از آسمان چشم بر می داری
روی دیوار یادمان اتاقم
لبخندت قاب تنهاییم باشد
و معجون دوباره دیدنت
سرزمین نور
